«به نام ناظم هستی»

 

مقاله:

بت پرستی و معنویت

 

 

 نوشته ی احمدرضا کشاورز

 

 

 

پاییز 2569

 

 

 

"به نام آنکه با همه‌ی عظمت خویش

از من به خودم نزدیک‌تر است"

 

 

فهرست مطالب

مقدمه: 1

فصل اول. 2

بت: 2

پرستش: 2

معنویت: 3

شکل گیری بت‌ها: 3

ایرانیان و آتش پرستی.. 4

آیا هندوان گاوپرست بودند؟. 5

فصل دوم: 6

بت پرستی ادامه دارد. 6

بت پرستی در دنیای جدید. 11

نتیجه گیری.. 12

منابع و مأخذ. 15

 

 

 


مقدمه:

همانطور که از عنوان این مقاله مشخص است در این نوشتار به دنبال تحلیل ارتباط با بت‌ها و معنویتی که در این ارتباط به ظاهر مادی وجود دارد هستیم. شاید وقتی با عنوان این مقاله روبرو می‌شویم با نوعی پاردوکس مواجه گردیم، چرا که بت‌پرستی نمونه‌ای از‌یک پرستش تقبیح شده است که از پست‌ترین انواع پرستش در تاریخ ادیان می‌باشد زیرا آنچه در ‌این پرستش حاکم است به ظاهر ساختن اشیاء و دست ساخته‌هایی است که حتی قدرت حرکت مکانیکی را ندارند و دارای هیچ فهم و هوش طبیعی و مصنوعی نیز نیستند و عبودیت و کرنش در برابر آنان می باشد. به طور معمول این تفکر وجود داشته است که ستایندگان ‌این بت‌ها واقعاً خود ‌این اجسام را مورد خطاب قرار می‌دادند و پست دانستن ‌این تفکر نیز منبعث از همین تلقی در طول تاریخ بوده است.

آنچه که در این مقاله به دنبال آن هستیم اول این است که به نوعی تحلیل کنیم که در ورای ‌این ارتباط به ظاهر مادی و پست، ‌یک معنویت نشات گرفته از درون افراد حاکم است و دوم اینکه تقدس قائل شدن برای اشیاء و دست ساخته‌های انسان برای دستیابی به‌یک تمرکز معنوی تا به امروز نیز در ادیان و مذاهب مختلف وجود داشته و تداوم دارد. در ‌اینجا متذکرم که ارائه‌ی شایسته‌ی‌ این مقاله نیاز به کاری اسنادی و حداقل چند صد صفحه‌ای بود که نشد و قصد ما هم نبوده است.امید است مورد توجه و تفکر مخاطبین گرامی ‌قرار گیرد.

احمدرضا کشاورز پاییز 2569


فصل اول

بت:

بت در لغت به معنای پیکری که از سنگ، چوب ‌یا فلز می‌ساختند و آن را پرستش می‌کردند می‌باشد (فرهنگ معین)

طبق برخی از روایات تاریخی بت پرستی در حدود 460 سال پس از حضرت آدم آغاز شده است. همچنین این روایات حاکی از آن است که بت پرستی تا قبل از حضرت نوح نیز وجود نداشته و اولین بار در قوم نوح‌ این عمل صورت گرفته است. در قرآن و در بسیاری از متون دینی علت گرایش به بت پرستی جلب منفعت (منفعت طلبی) و دفع ضرر که همان حوادث و بلایای طبیعی و بیم و هراس به وجود آمده در مصائب بوده است.

پرستش:

قبل از اینکه به بسط مطالب قبلی بپردازیم این پرسش را مدنظر قرار می‌دهیم که خود پرستش چیست و از کجا ناشی می‌شود.

پرستش در لغت به معنای ستایش، نیایش، طاعت، عبودیت و نماز است. هر عنصر مادی و معنوی که توسط انسان‌ها به وجود می‌آید منبعث از‌یک نیاز است. شاید برخی معتقد بر این باشند که پرستش ‌یک تکلیف است اما واقعیت امر این است که پرستش نیاز انسان است. انسان‌ها از همان بدو خلقت همیشه ‌این نیاز را در درون خود داشته‌اند، اما چگونگی رفع این نیاز بوده که در جوامع مختلف به صورت گوناگون ظهور پیدا کرده است لذا با توجه به تعریفی که از پرستش داشتیم خود پرستیدن از‌یک منبع غیرمادی سرچشمه می‌گیرد؛ یعنی از درون ذهن و احساس آدمی‌تراوش می‌کند. از سوی دیگر انسان‌ها همیشه به دنبال اتکا بر‌یک نیروی قدرتمند ماورای طبیعت بودند که تحت لوای آن قرار گیرند و آنچه از توان خود بر نمی آید، در آن می‌جستند و بدان نسبت می‌دادند.

معنویت:

معنویت منسوب به معنا بودن و سیر کردن در عالم معنا و باطن می‌باشد (فرهنگ معین) وقتی صحبت از معنویت می‌شود به چیزی غیر از امور مادی و ملموس اشاره می‌شود و زمینه‌ی ارتباطی بعد روحانی انسان و مابعدالطبیعه است. اما در این مقاله ما معنویت را در کنار بت پرستی قرار دادیم تا ازعان کنیم که در نهایت ما بت پرستی نیز نوعی معنویت ما کم بوده است.

انسانها همیشه از بدو خلقت با پدیده‌هایی روبرو می‌شوند که هیچ قدرتی در دفع‌یا تعبیر و‌یا توجیه آن نداشتند این پدیده‌ها گاهی سبب وحشت، بیم و هراس در انسان شده و گاهی نیز به لحاظ ثمرات زیست محیطی شادمانی انسان‌ها را موجب شده است. از سویی گرایش به پرستش و نیاز به آن در بعد وجودی انسان ریشه داشته و همراه شدن آن با این پدیده‌ها سبب نسبت دادن حدی آنجا از کنترل بشریت خارج بود به آفریننده‌یا آفرینندگانی بوده است و این پدیده‌ها را متاثر از خشم و‌یا خشنودی الهگان قلمداد می‌کردند.

شکل گیری بت‌ها:

چند قرن پس از حضرت آدم و احتمالاً در زمان حضرت نوح و در میان قوم وی بت پرستی در میان برخی اقوام آغاز شد. این عمل را می‌توان در دو بخش جستجو کرد: اینکه از‌یک سو نیاز به پرستش که در مطالب بالا بدان اشاره شد وجود داشته و دومین مطلب این است که این اقوام برای رفع این نیاز باید لزوماً خدایی می‌داشتند که قابل دیدن و لمس کردن باشد. و وجودش را در کنار خود احساس کنند.

ولی واقعیت این است که این‌ها در واقع خدایی را می‌پرستیدند که بعد معنوی داشت اما این دسته از انسان‌ها برای برقراری ارتباط با آفریننده‌های خود این نیاز را احساس کردند که باید تصویری از آنچه در ذهنشان برای آفریدگار خود می‌پندارند‌ایجاد کنند و به گونه‌ای تمثالی از وجود‌ایزد‌یا خدایان خود داشته باشند.

به نظر من اینها از شیوه‌ی تفکر و ساختار ذهنی نوع بشر و بافت فرهنگی حاکم بر اجتماع حاصل می‌شود.

در برخی موارد برای اینکه واقعاً متوجه حضور دین در بین افراد ‌یک جامعه گردیم و به حقیقت پرستش آنها پی ببریم باید وارد آن بستر فرهنگی که در زمان پرستش در آن زیست کرده‌اند وارد شویم و آن را مورد تحلیل و کنکاش قرار دهیم و این عدم رسوخ به داخل فرهنگ و عدم ریشه‌یابی وقایع تاریخی و اجتماعی ملل مختلف است که بهانه‌ای به دست می‌دهد تا ادیان و مقدسات سایر ملل را مورد تقبیح و تحقیر قرار دهیم که در ذیل به نمونه‌ای روشنی از آنچه ذکر شد می‌پردازیم:

ایرانیان و آتش پرستی

ایران کشوری با تمدن چندین هزار ساله و پیشینه‌ی فرهنگی و تاریخی بسیار غنی همواره در تاریخ ادیان نیز به واسطه‌ی این تمدن و فرهنگ غنی ریشه‌ی بسیاری از مذاهب بوده است. ما هیچگاه در تاریخ تمدن‌ایران دینی به عنوان بت پرستی به شکل پیکره سازی اجسام ‌یا پرستش حیوانات و ... نداشته‌ایم و این خود نشان دهنده‌ی تفکر عالی و خردمندی انسا‌نهای‌ این مرز و بوم بوده است.

بحث آتش پرستی هم که برخی در مورد‌ایرانیان نسبت می‌دهند صرفاً بر قداست آتش نزد ‌ایرانیان مربوط می‌شده است. همانطور که می‌دانیم آب، باد، خاک و آتش در دوران باستان عناصر چهارگانه‌ای بوده است همچنین زندگی انسانها بدان وابسته بوده است و در این میان آتش به نوبه‌ی خود به دلیل روشنایی که در شب می‌بخشید و پیدا کردن و زندگی در تاریکی شب تسهیلاتی را به همراه داشت. بسیار مورد اهمیت و ارزش بود. از سوی دیگر این ابزار ارزشمند آن زمان در عبادتگاه‌ها (آتشکده‌ها) روشن و نگاه داشته می‌شد و افرادی که به این عبادتگاه‌ها می‌رفتند در ارتباط خود با خدای نور آتش را در برابر خود قرار داده و وجود متعالی پرودگار خود را در نور و شراره‌ی آتش می‌دیدند و به معنویت می‌رسیدند و از ‌این‌رو است که عده‌ای با نیات خاص و احتمالا به طرفداری از دین دیگر ‌یا تخریب فرهنگی ‌ایرانیان باستان آتش پرستی را به ‌ایرانیان نسبت می‌دادند.

آیا هندیان گاوپرست بودند؟

همانطور که می‌دانید بخشی اقوام آریایی به کشور هند مهاجرت کردند و در آنجا سکنی گزیدند. در همین احوال به علت وضعیت آب و هوایی آن دوران دچار قحطی و کمبود غذا می‌شدند و عاملی که باعث زنده ماندن آنها گشت کاوهایی بود که از شیر آنها تغذیه کردند، لذا گاو در آن دوران ارزش حیاتی پیدا کرد و حیوانی شد که ناجی زندگی آنها به شمار می‌آمد و ازین رو دارای قداست و ارزش شد و در فرهنگ‌ این سرزمین جای پایداری را برای خود‌ایجاد کرد. به دلیل این پیشینه‌ی تاریخی گاو بسیار نزد هندیان دارای ارزش و اهمیت و البته قداست است اما این به این مفهوم نیست که آنها گاو را به عنوان آفریننده‌ی واقعی خود پرستش کنند ولی ارزش و تقدس والایی را به سبب آنچه که گفتیم برایشان قائل هستند و حتی خوردن گوشت گاو در این کشور ممنوع است ولی استفاده از شیر گاو و بسیار مورد اهمیت و لازم در زیر غذایی‌ایشان است.

همه‌ی  این مباحث نشان دهنده‌ی آنست که همیشه در فرهنگ‌ها پرستش  در بافت فرهنگی آن جامعه شکل گرفته و از سویی قداست قائل شدن برای اشیاء پدیده‌ها و موجودات باید از پرستش آن به معنای، آفریدگار تفکیک کرد و برای اثبات فرهنگ و دین خود بدون آگاهی از پیشینه‌ی فرهنگی و اجتماعی دیگر اقوام دین و فرهنگ سایر ملل را مورد نکوهش و‌یا تمسخر قرار ندهیم.

فصل دوم:

بت پرستی ادامه دارد:

آنچه که مقصود من از این مقاله بوده است این است که در جوامع امروزی نیز بت پرستی به انحای مختلف و البته با سبک و سیاقی متفاوت با آن چه در باستان بوده وجود دارد. ما در ادیان توحیدی نیز اشیا و مکان‌ها مقدس که به بهانه‌های مختلف ‌ایجاد شده‌اند گاهی آنقدر مورد احترام و ارزش قرار می‌گیرند که حکم بت را پیدا می‌کنند. اگر به مناسک مذهبی در ادیان مختلف دقت کرده باشید همیشه‌ ‌یکسری اشیا و نمادهایی را که مقدس می‌شمارند همراه خود دارند و این نمادها در مواقع مختلف وسیله و محرکی برای‌ایجاد ارتباط معنوی و حسی روحانی در آنها می‌شود مانند صلیب برای مسیحیان و در نمونه‌ای بسیار بیشتر آن در میان مسلمانان و بخصوص شیعیان وجود دارد. در میان آنها گاهی برای عناصر دینی خود آنقدر ارزش و احترام قائل‌اند که هتک حرمت آن را برابر با توهین به خدا می‌دانند و در نهایت ارزش والایی که برای این عناصر قائل‌اند از محتوا و معنای آن کمترین اطلاعی ندارند.

به طور مثال قرآن کتابی که خود مسلمانان آن را کلام خدا می‌دانند و کاملترین راهنمای بشریت برای رسیدن به کمال و قرب الهی و زندگی سعادتمندانه دنیوی و اخروی بر می‌شمارند در زندگی بخصوص‌ایرانیان بیشتر جنبه‌ی ‌یک بت را پیدا کرده است مسلمانان احترام فوق العاده‌ای برای آن قائلند با دست ناپاک و بدون وضو به آن دست نمی‌برند، آن را با احتیاط حمل می‌کنند اگر به زمین بخورد باز برنامه‌های خاصی را که در برخی فرهنگ‌ها مرسوم است بر آن برپا می‌دارند. بوسه و پیشانی بر آن می‌نهند، آن را با احتیاط کامل حمل می‌کنند، در بسیاری از مناسک و حتی امور روزمره آن را به کار می‌گیرند به طور نمونه اگر جهیزیه برای فرزند خود ببرند قرآن گل سرسبد آن است، اگر بر خانه‌ی نو بروند اول قرآن را به عنوان اولین وسیله‌ی زندگی وارد خانه می‌کنند، اگر اتومبیل داشته باشند تمثالی از قرآن را در آن می‌گذارند و در پناه آن قرار می‌گیرند، در سفره‌ی هفت سین نوروز خود قرار می‌دهند و سال نو را با آن آغاز می‌کنند، اگر عزیزشان قصد سفر داشته باشد حتما از زیر قرآن عبور می‌کند تا سلامتش را بدین واسطه تضمین کند و کاربردی که برای فوت شدگان دارد و بسیاری دیگر از این نمونه‌ها که نشان می‌دهد خود قرآن چقدر در امور زندگی مسلمانان کاربردی است! ولی جالب آنکه با توجه به این به ظاهر کاربرد قرآن در امور زندگی توجه چندانی به محتوای آن نمی‌شود. اگر مثلاً در‌ایران یک فرد مذهبی بر اساس تکلیف الهی وعبادی خویش به خواندن قرآن بپردازد به طور معمول و بیشتر متن عربی آن را حال درست ‌یا به اشتباه قرائت می‌کند و پس از خواندن چند‌ آیه در حالیکه غرق در حس مسلمانی خویش می‌شود و بر خود می بالد که کار نیک و خداپسندانه‌ای انجام داده آن را با عزت و احترام فراوان می‌بوسد و بر کنار می‌نهد. حال ممکن است در این بین فردی هم پیدا شود که به دنبال مفهوم‌ایات و معنای آنچه در مقابل اوست باشد و به فرض اینکه ترجمه‌ی آیات را هم خواندند چند درصد از مسلمانان واقعا در آنچه که کلام خدا می‌دانند و قویا به آن معتقدند تفکر می‌کنند. پس این کتاب هم مانند همان بتی برایشان است که در مقابلش کرنش می‌کنند، بسیار مورد احترام و اهمیت است ولی کمترین فایده‌ای برایشان ندارد. به جز اینکه در مواقعی که نیازمند حضور‌یک نیروی معنوی در کنار خود برای پیشبرد اهداف خود، سلامتی و امنیت خود، داشتن زندگی بهتر و ... باشند آن را در کنار خود قرار می‌دهند که آرام بخش باشد که ریشه‌ی بسیاری از آنچه در این جامعه است و نباید باشد در همین عدم تفکر و صرفا مناسک گرایی است.

باز به نمونه‌ای دیگر در جامعه‌ی خودمان اشاره می‌کنیم:

به طور حتم تاکنون بارها به زیارتگاه‌های مختلف از جمله مقبره‌ی ائمه‌ی اطهار امام زاده‌ها مراجعه نموده‌اید. همین زیارتگاه‌ها و مکان‌های مقدس نیز بت واره شده‌اند. مثلا برای زیارت مرقد‌یکی از ائمه مسافت‌های طولانی را طی می‌کنند با وسیله، بی وسیله، پا برهنه و با مشقت بسیار به این مکان‌ها روی می‌آورند، در حالیکه بسیاری از این افراد کمترین اطلاعاتی از زندگی آن ندارند و اشک ریزان و عاشقانه باز هم برای‌ایجاد‌یک ارتباط معنوی با خدای خود واسطه‌ای بس کارآمد می‌جویند و معمولا برای اینکه این پیوند بهتر برقرا شود دست به معامله‌ای مادی نیز می‌زنند و این را از میلیون‌ها و میلیاردها پولی که از این مکان‌ها به صورت مستقیم و غیرمستقیم جمع آوری می‌شود می‌توان مشاهده نمود و نمونه‌ای از آن را می‌توان به آن اشاره کرد که این معاملات به شکل بسیار کلان انجام می‌شود و این انسان‌های دیندار برای ارتباط معنوی بهتر آن چنان به در و دیوار و ضریح حضرت چنگ می‌زنند که در همان لحظه که در اوج معنویت هم هستند حاضر نیستند کمی‌از خودگذشتگی نشان دهند و خودخواهی، عدم احترام به دیگران حتی سالمندان، عدم تفکر و تعقل کاملا مشخص است و هرچه هست تعصب و احساس عاری از وجود خدایی که ازرش‌های والای انسانی را نیز در وجود او نهاده است. پس جامعه‌ای که مکان مذهبی آن به این شکل است در خارج از آن و در فرایندهای ارتباطی اجتماعی و روزمره نیز هرگز توقعی نمی‌توان داشت.

البته مکان‌ها و زیارتگاه‌های مذهبی محدود به شهرهای مقدس نیستند در هر جاده و کوره دهاتی که سفر کرده باشید انواع مختلف از زیارتگاه‌هایی را می‌بینید که مدفن امامزاده‌های راستین و دروغین است و خدا می‌داند که چگونه شخصیت‌هایی بوده‌اندکه فکر می‌کنم تعدادشان به تعداد توالت‌های بین راهی است و جای تعجب نیست که به هم شباهت دارند و هردو به گونه‌ای کار تخلیه و قضای حاجت را انجام می‌دهند حال ممکن است این تخلیه عاطفی و احساسی باشد و البته باز بهانه‌ای برای انجام معاملات مادی با خداوند. زمان پرستش بتها، بت پرستان نیز در حالیکه احترام و ارزش زیادی برای اشیا و دست ساخته‌ای خود داشته همیشه از این معاملات مادی نیز استفاده می‌کردند و هدایا و جواهرات گران بهایی را تقدیم و صرف بت‌های خود می‌کردند ‌این منتج به بزرگتر شدن هم معابد آنان و هم بزرگتر شدن کیسه دوخته‌ی متولیان بت کده‌ها و زیارتگاه‌ها شده است و چنان که هنوز هم هست. نمونه‌ای دیگر از معاملات مادی که صورت می‌گیرد و البته در مراسم و مناسک مذهبی دیده می‌شود چنان که بسیار افرادی هستند که تمام سال از هیچ کوششی برای پر کردن جیب خود و چاپیدن اموال دیگران و( بیت المال) دریغ نمی‌کنند و‌یک روز از سال چنان مجلس باشکوهی و عظیمی‌ ترتیب می‌دهد و چند و ‌یا چند صد نفر را که اغلب نیز از دوستان و اقوام خود او هستند را پس از مراسم دعا و سینه زنی و .... طعام می‌دهد و بدین وسیله سرپوشی بر اعمال خود می‌نهند و درون خود را آرامش می‌بخشد و اعتماد دیگران را نیز برای اهداف بعدی به خود جلب می‌کنند. این‌ها فقط نمونه‌هایی بسیار کوچک ازنمود دین در جامعه است که در آن هیچ خبری از خدایی که از آن می‌دانیم و گرچه نمی‌دانیم نیست. حال کسانی که به واسطه‌ی دین قدرت را نیز در اختیار دارند که بحث بسیار مفصل تری است که در همه‌ی ادیان دیده شده که این قدرت‌های به ظاهر مشروع که اقتدار خود را به واسطه‌ی ‌دین ‌یافته‌اند معمولا به شیوه‌ی ماکیاولیستی عمل نموده و برای رسیدن به اهداف موردنظر خود که همیشه هم عین حق شناخته می‌شود هر مانعی را به هر شکلی که لازم بدانند از سرراه برمی‌دارند و در نهایت زیر پرچم دین اردو می‌زنند که توضیح و بسط آنچه گفته شد از ظرفیت این مقاله خارج است.

البته در فرهنگ‌های دیگر بت‌ها به گونه‌ای دیگر تعریف می‌شود گاهی آن چنان مسیر زندگی افراد را در‌یک مذهب از ادیان توحیدی تحت تاثیر تعالیم و دستورات ‌یک فرد قرار می‌گیرد که همان انسان به عنوان‌ یک بت مورد احترام و ستایش است بدون اینکه محتوایی در بر داشته باشد چنانکه حتی در‌یک خانواده آن چنان این‌ایدئولوژی قوی حضور دارد که فرزند هفت و هشت ساله‌ی خانواده نیز برای بیان تعصبات مذهبی خود که مانع پیشرفت وی در اینده و احتمالا توجیه جنایات وی است نام آن فرد را می‌برد و رفتار خود را بر سبب دستور فلان ملا نسبت می‌دهد. این افراد بت گونه گاهی‌یک انقلاب بزرگ را به وجود می‌آورند. چنانکه آنقدر شخصیت کایزماتیک پیدا می‌کنند که تمام فرمایشات‌ ایشان عین حجت و حق به شمار می‌آید و باز هم عدم تفکر و تعقل و وجود تعصب و توده‌ها سبب تحولات می‌شود که واقعا معلوم نیست جنبه‌ی قدرت طلبی دارد ‌یا الوهیت.

بت پرستی در دنیای جدید

یکی دیگر از نمودهای جامعه‌ی امروز ما که به سبب تحولات چشمگیر تکنولوژیکی در غربت و رسوخ فرهنگ مصرف گرایی و همچنین فرهنگ مصرفی و تجویز آن از جوامع سرمایه داری به کشورهای جهان سوم وابستگی انسان‌ها به زندگی مدرن است. چنانکه در بسیاری از خانواده‌ها مهمترین دغدغه‌ی زندگی شان داشتن اتومبیل روز‌ و وسایل لوکس زندگی و همه‌ی آن چه که دیگران ندارند و‌یا دارند و آنها نیز باید داشته باشند است و البته معمولاً بسیاری از این ابزارهای لوکس که گفتن خریدشان جزء دغدغه‌های امروزه آنان است در بیشتر موارد کاربرد ندارند و معمولا کاور می‌شوند و فقط حضور آن‌ها در زندگی جزء واجبات محسوب می‌شود و باید به عنوان دکور حضور داشته باشد تا دیگران متوجه شوند که ما داریم و آن‌ها ندارند‌یا دارند و این از افتخارات محسوب می‌شود تا زندگی سالمی‌و شادمان نبود مهم نیست، پایبندی به ارزش‌های خانوادگی نبود اصلا مهم نیست، سرمایه گذاری در کار تولیدی نشد اهمیتی ندارد، روزمره‌یعنی اینکه روی چند ساعت به اصطلاح سرکار باشیم و چند دقیقه‌ی آن را کار کنیم و شاید کار چند نفر را اگر روحیه‌ی آن را داشتیم انجام دهیم وگرنه این هم مهم نیست و بدهی خود را هم ندادیم هم مهم نیست و آنچه مهم است سالی‌یکبار رفتن به حج (خانه پرستی)، سوریه، کربلا، مشهد و .... است و مهمتر آگاه شدن دیگران از آن و خرید همه‌ی آنچه که گفته شد و مراقبت بیش از حد آنها و اگر هم تفکری باشد فقط در همین حوزه و در به دست آوردن و‌یا حفظ همه ی آن چه‌گفتیم. این هم نمونه‌ای دیگر از پرستش اشیا و جمادات است در حالیکه باز هم هیچ خبری از حضور خدایی که می‌باید نیست چنانکه برای به دست آوردن زندگی به اصطلاح مرفه و لوکس همه‌ی ارزش‌های انسانی و الهی و حتی خانوادگی و آنچه از سنت به جای مانده بود زیر پا می‌نهیم و فقط زمانی ‌یاد به اصطلاح خدا می‌کنیم که نیازی را نتوانیم و کسی نتواند برای ما مرتفع سازد ‌یا ظلمی ‌واقع شود که نتوانیم آنرا جبران کنیم و نه گذشت.

نتیجه گیری

در نهایت هدف من از نوشتن این مقاله آن بود که خاطر نشان کنم در هر دین و‌آئینی در طول تاریخ معنویت و مابعدالطبیعه وجود داشته است. حتی در ساده‌ترین شکل و قبیح‌ترین آن‌یعنی بت پرستی. آنچه که در میان اقوام و انسان‌های گوناگون همیشه در تعارض با‌یکدیگر قرار گرفته، بیشتر از آنکه ویژگی ماهوی ادیان باشد. فهم و درک انسان‌ها از دین بوده است. آنچه که ما در یکی از معانی دین داریم به معنای راه و روش است و انسان‌ها در طول تاریخ راه و روش‌های متفاوتی را برای رفع نیاز معنوی خود (پرستش) داشته‌اند و از ‌این رو در ادیان مختلف (حتی توحیدی) به انحای گوناگون برای امور مادی تقدس و ارزش قائل شده‌اند تا به معنویت مورد نیاز خود و آرامش درونی دست‌یابند.

جالب توجه آن که در همه‌ی ادیان و مذاهب در طول تاریخ رهبران و روحانیون مذهبی بوده‌اند که در راه اعلان حقانیت دین خود از هیچ کوششی فروگذاری نکرده‌اند و هرگونه کشتار و تجاوز به مال و ناموس دیگر اقوام و ملل را حق الهی خود دانسته و انجام اینگونه اعمال را سبب خشنودی پروردگار‌یا خدایان خویش دانسته و البته در زیر لوای دین خود از هیچ کثافتکاری نیز فرو نگذاشتند.

دین همیشه برای طبقه‌ی فرودست و توده وسیله‌ی برای آرامش و نوعی مسکن قوی برای تشویش‌های ذهنی خود از نابرابری و ظلم و بی عدالتی بوده و ابزاری در دست سرمایه داران و پر مایگان برای‌ایجاد سکوت در طبقات فرودست و بهره کشی از آنان و ابزاری بسیار نیرومندتر در دست روحانیون مذهبی برای اعمال قدرت و سوءاستفاده از همه‌ی افراد و سرمایه‌های جامعه به سود خود و البته در راه رضای پروردگار!

از سوی دیگر اشاره داشتیم به وابستگی بیش از حد به امور مادی و مصرف گرایی و فرهنگ مصرفی حاکم بر جامعه‌ی ما و ارزش قائل شدن برای ابزارها و لوازم لوکس زندگی چنان ارزش‌های معنوی و مادی جای خود را به ‌یکدیگر داده‌اند (شی سروری) و گفتیم اثری از حضور خدا با همه‌ی آنچه به خصوص در فصل دوم اشاره کردیم نیست و در نهایت این نتیجه را می‌توان گرفت که اگر بت پرستی گناه است بت پرستان ابتدای تاریخ بشر بسیار گناهشان سبک تر از مردم امروزه است و امروز هم مردم آنچه را که می‌بینند به آنچه نمی‌بینند ترجیح می‌دهند و در عصری که صحبت از خرد و عقلانیت است امور دینی به مناسک محدود می‌شود و نه به محتوا و هدف نهایی و دین در شکل معنوی آن به حوزه‌ی فردیت کشیده شده و امور مادی به جای ارزش‌های معنوی قرار گرفته و تفکر و تعقلی نسبت به این جهان وقایع پیرامون آن از گذشته تا حال نیست و در کشورهای صنعتی هم پیشرفت روز افزون علم و دانش سبب توجیه هرچه بیشتر پدیده‌ها و خارج شدن آنها از مالکیت الهی شده و درنهایت باید گفت چه در کشورهای جهان سوم (از جمله‌ایران قرون وسطایی) و چه کشورهای صاحب علم و سرمایه و صنعت خدا به قتل رسیده است و فقط شیوه‌ی جنایت در این جوامع با هم متفاوت است و در‌ایران این جنایت بسیار هولناک تر از کشورهای جهان اول است چنان که می‌دانید ........


منابع و مأخذ

اصغری، دکتر کاظم، هند و دموکراسی و توسعه. 1389 مشهد

فرهنگ فارسی معین.

 **************************************************

و به یاد این  دکلمه ی زیبای داریوش:

  آنان که به سر در طلب کعبه دویدند

                       چون عاقبت الامر به مقصود رسیدند

 رفتند ،‌‌" رفتند در آنجا که ببینند خدا را

                              بسیار  بجستند خدا را و ندیدند

ناگه پیامی ز آن خانه شنیدند

 که ای خانه پرستان ! 

             چه پرستید گل و سنگ؟

                          آن خانه پرستید که پاکان طلبیدند

*********************************************************