بررسی سینمای اصغر فرهادی
گذری بر سینمای اصغر فرهادی
مقدمه:
همانطور که در ابتدای این مقاله اشاره شد طی یکی دو دههی اخیر چهره های بسیاری از سینمای ایران در عرصهی بین المللی مطرح شدند که این به سبب شایستگی و نبوغ این افراد در عرصهی سینمای ایران بوده که با همهی محدودیتها و کمبودهای حاکم بر آن، بسیار نیک درخشیدند و سبب معرفی سینمای ایران و معرفی چهره ی سینمایی یک ایرانی در میان جامعهی ملل را فراهم نمودند. یکی از این شخصیت های مورد نظر ما که با کارهای بسیار ارزندهی خود چه در داخل و چه در سطح بین المللی مطرح شد اصغر فرهادی است که در این بخش به طور ویژه به معرفی وی و آثار تولیدی و کارهای ایشان پرداخته و سعی بر آن داریم تا چند کار سینمایی اصغر فرهادی را بررسی و مورد تحلیل قرار دهیم.
معرفی:
اصغر فرهادی متولد سال 1351 در شهر اصفهان است. وی فارغ التحصیل رشتهی تئاتر از دانشکدهی هنرهای زیبا و کارشناسی ارشد دانشگاه تربیت مدرس است.
وی کار سینما را از سال 1365 در انجمن سینمای جوان اصفهان آغاز کرد. او تاکنون در سال های 1384 و 1387 موفق به دریافت جایزهی سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی از جشنوارهی فجر شده است.
همچنین او خرس نقره ای را نیز به عنوان بهترین کارگردان برای فیلم درباره الی از آن خود کرده است. همان فیلم در هشتمین دوره تراپیکا موفق به دریافت جایزه بهترین فیلم داستانی بین المللی شد.
آخرین و بزرگترین افتخار برای سینمای ایران در عرصهی بین المللی را نیز آخرین کار وی یعنی جدایی نادر از سیمین از جشنوارهی برلین در 2011 دریافت کرد. وی خرس طلائی بهترین فیلم را از این جشنواره دریافت نمود.
حضور حرفه ای در سینما:
خاستگاه اصغر فرهادی ساخت فیلم کوتاه بوده است و شروع کاری وی با فیلم های کوتاه همراه بوده است. اما حضور حرفه ای او در سینما، در فیلم ارتفاع پست ساخته ابراهیم حاتمیکیا در سال 1380 بود. او به عنوان فیلم نامه نویس در این فیلم ظاهر شد و در فیلم دیگری نیز با نام کنعان به طور مشترک با مانی حقیقی فیلم نامه نویس بوده است.
فیلم نامه دایره زنگی نیز به طور کامل نوشتهی اوست.
آثار فرهادی:
اصغر فرهادی پس از ساختن دو مجموعه تلویزیونی به نام داستان یک شهر در سال های 1378 و 1380 به کارگردانی در سینما روی آورد.
و در اولین کارهای خود، فیلم های رقص در غبار و شهر زیبا را ساخت.
پس از این دو، فرهادی در سال 1384 چهارشنبه سوری را بعنوان اثر شاخص خود عرضه کرد که درون مایهی اصلی آن به سوءتفاهم میپردازد.
اثر بعدی وی که بسیار ارزنده و مورد توجه جشنوارهها قرار گرفت فیلم درباره الی بود و آخرین کار ارزشمند وی که به فاصلهی کوتاهی پس از درباره الی و در شرایطی بحرانی عرضه کرد فیلم جدایی نادر از سیمین است که در ادامه به طور ویژه به بررسی آثار وی به ویژه چهارشنبه سوری، درباره الی و جدایی نادر از سیمین که وی کارگردان و هم فیلم نامه نویس کار است و مضمون اصلی همهی این فیلمها اجتماعی و بیان واقعیات جامعه می پردازیم.
رقص در غبار: (1381)
فیلم رقص در غبار یکی از اولین کارهای فرهادی است که در سال 1382 از سوی جشن خانهی سینمای ایران به عنوان بهترین فیلم انتخاب شد همچنین این فیلم جایزهی بهترین فیلم نامه را که خود اصغر فرهادی نویسندهی آن بود را نیز دریافت کرد در بخش بهترین بازیگر نقش اول نیز فرامرز قریبیان در این فیلم بهترین بازیگر نقش اول از سوی خانهی سینمای ایران انتخاب شد.
این فیلم در سال 1382 برندهی جایزهی ویژهی هیئت داوران شده است. این فیلم نیز مضمونی کاملا اجتماعی دارد و رویکردی واقع گرایانه و رئالیستی نسبت به مسائل دارد.
شهر زیبا: (1382)
در این فیلم نیز اصغر فرهادی نویسنده و کارگردان فیلم است. این فیلم نیز مضمونی کاملا اجتماعی دارد و باز به واقعیت های دیگر از جامعه میپردازد.
Ö این فیلم در بخش جنبی جشنوارهی فیلم فجر سازمان ملی جوانان در سال 1382 برگزیدهی بهترین کارگردانی شد. همچنین در بخش اصلی جشنواره فجر سیمرغ بلورین بهترین صدابرداری نیز به حسن زاهدی در این فیلم داده شد.
Ö این فیلم در سال 82 تندیس بهترین فیلم را در بخش فیلم های بلند دورهی هشتم جشن خانهی سینمای ایران از آن خود کرد. همچنین ایرج تقی پور نیز در این جشن به عنوان تهیه کننده بهترین فیلم تندیس بهترین فیلم را دریافت کرد.
Ö در جشنوارهی بین المللی فیلم هند- دورهی سی و پنجم (هندوستان) نیز طاووس طلایی بهترین فیلم آسیایی و طاووس نقره ای بهترین نقش اول مرد را به فرامرز قریبیان در این فیلم داد.
Ö در دور بیستم جشنوارهی بین المللی ورشو در لهستان نیز جایزهی بزرگ NESCAFE (جایزهی اول) را بعنوان بهترین فیلم کسب کرد.
چهارشنبه سوری (1384)
چهارشنبه سوری فیلمیبه کارگردانی اصغر فرهادی و به نویسندگی اصغر فرهادی و مانی حقیقی است.
خلاصهی داستان به این صورت است که آخرین سه شنبهی سال است و شهر در حال و هوای بین المللی عید و شلوغ، پر سروصدا و ناآرام است. «روحی» برای کار به منزل خانواده ای از طبقهی متوسط جامعه میرود و در طول روز از نزدیک با زندگی این خانواده آشنا شده و متوجه درگیری ناشی از سوءظن زن خانواده نسبت به مردمیشود و در این بین درگیر ماجراهایی دیگر نیز میشود. و بدین ترتیب زندگی یک خانوادهی ایرانی در روز چهارشنبه سوری، از صبح تا دیروقت شب، در بی اعتمادی، سوءظن، سوءتفاهم و ناامنی روانی میگذرد.
این فیلم نیز همانند دیگر فیلم های فرهادی دارای درون مایه ای اجتماعی است و بر واقعیات جامعه تکیه میزند. تاکید این فیلم بر سوءتفاهم و البته سوءظن در زندگی زناشویی است اما در خلال داستان به نکات جالب توجه از واقعیت های اجتماعی را نیز در بر میگیرد.
موسسهی تولیدی این فیلم شرکت بشرا فیلم به مدیریت سید جمال ساداتیان است.
فیلم چهارشنبه سوری از کارهای شاخص فرهادی است که در جشنواره های مختلف داخلی و خارجی در بخش های مختلف برگزیده شده است.
جوایز:
Ö سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی در بیست و چهارمین جشنواره فیلم فجر (1384)
Ö قرقاول نقره ای بهترین کارگردانی در یازدهمین جشنوارهی کرالا (2006)
Ö تندیس بهترین کارگردانی از جشن خانهی سینمای ایران در فیلم های بلند دورهی دهم (1385)
Ö تندیس نقش اول زن (هدیه تهرانی) در جشن خانهی سینمای ایران (فیلم های بلند) دورهی دهم (1385)
Ö تندیس نقش دوم زن (پانته آ بهرام) در جشن خانهی سینمای ایران (فیلم های بلند) دوره دهم (1385)
Ö سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن (هدیه تهرانی) در بیست و چهارمین دورهی جشنواره فیلم فجر (1384)
Ö سیمرغ بلورین بهترین فیلم برگزیده تماشاگران جشنواره فجر (1384)
Ö سیمرغ بلورین بهترین تدوین (هایده صفی یاری) جشنواره فیلم فجر (1384)
Ö برگزیدهی بهترین فیلم جشنوارهی فجر بخش انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی (1384)
Ö برندهی جایزهی «هوگوی طلا» از جشنوارهی بین المللی شیکاگو (2006).
نکات مورد توجه فیلم:
Ö همانطور که اشاره کردیم این فیلم اجتماعی صورتی از مشاجره های میان زوجین را به تصویر میکشد که ناشی از سوءتفاهم و سوءظن های به وجود آمده میباشد.
Ö زمینه های ذهنی که در افراد به دلیل واقعیات حاکم بر جامعه و یا ویژگی های روانی و ذاتی در فرد وجود دارد در اختلال روابط میان زوجین و ایجاد حس سوءظن و یا عدم تفاهم بسیار موثر است .
Ö یکی از ویژگی های و شاخصه های بارز این فیلم عدم وضوح و شفافیت در پایان داستان است. چنانکه برای مخاطب مشخص نمیشود که آنچه سبب درگیری میان زوجین بوده است سوءتفاهم بوده است یا سوءظنی بوده که ناشی از خیانت مرد خانواده است و گویی ذهن مخاطب با درگیری به این مسئله در پایان فیلم مشغول میشود و به گونه ای با ناکامیو تشویش ذهنی سالن را ترک میکند در حالیکه فیلم از لحاظ عناصر فیلم و بازیگران با یک ابتدا (ورود خدمتکار) و یک انتها (خروج و بازگشت خدمتکار) مواجهه است اما در معنا و مفهوم نهایی پایان مشخصی را به مخاطب عرضه نمیکند که این از خصوصیات کارهای اصغر فرهادی است.
Ö این فیلم به لحاظ مسائل روان شناسی فردی و اجتماعی نیز دارای اشاره و نشانه هایی است.
Ö همواره از اوایل تا انتهای فیلم تردید و شک را نیز در بین مخاطبین تزریق میکند و این تردید در پایان فیلم نیز وجود دارد و هیچ قضاوت مشخصی نسبت به درست و یا اشتباه بدان سوءظن همسر نسبت به مرد را موجب نمیشود و به گونه ای داستان فیلم به شکلی محافظه کارانه پایان مییابد.
Ö نمایش یک فضای آنومیک در جامعه و ناامن بخصوص برای زنان در شب چهارشنبه آخر سال نمونهی بارز یک واقعیت اجتماعی است که همواره در این فیلم نمود دارد. از سوی دیگر شب چهارشنبه آخر سال بعنوان شبی برای شادی و دور هم بودن و تفریح و سرگرمیبرای کودکان و جوانان نیز به تصویر کشیده میشود که به نوعی دیدگاهی دوسویه بر این رویداد فرهنگی دارد.
Ö برخی از مصائب و رنج های زنان این جامعه در سه شخصیت زن این فیلم در پلان های مختلف به تصویر کشیده شده است.
Ö دروغ پردازی و وانمود سازی که از عناصر غیر اخلاقی شایع در جامعهی امروز است نیز مورد اشارهی این فیلم است.
درباره الی (1387)
درباره الی فیلم دیگری از اصغر فرهادی و محصول سال 1387 میباشد که اصغر فرهادی خود نویسندهی فیلم نامه و تهیه کننده و سید محمود رضوی سرمایه گذار آن است.
خلاصه ای از داستان:
داستان فیلم روایتی از زندگی چند خانواده است که به طور دسته جمعی برای گذراندن تعطیلات به شمال کشور سفر کرده اند. احمد (شهاب حسینی) فردی است که پس از سالها زندگی در آلمان به ایران بازگشته است و دوستان وی در این سفر تلاش میکنند برای او همسری بیابند. به همین خاطر یک مربی مهدکودک به نام الی (ترانه علیدوستی) با دعوت سپیده (گلشیفته فراهانی) به این جمع میپیوندد اما پس از ناپدید شدن الی در ساحل دریا، ماجرا به یک تراژدی تبدیل میشود و هرکس به نوعی در مورد این مسئله به قضاوت و ارایهی نظر میپردازد و دیگری را مقصر معرفی میکند. این داستان تا آنجا ادامه مییابد که جمع در نهایت خاطر منافع خود زمانی که نامزد الی که در پی آگاه شدن از وضعیت الی است از راه میرسد، این جمع از حمایت الی دست کشیده سپیده در نهایت فشار روانی که بر وی حاکم است با کتمان اینکه خبر داشته الی نامزد قبلی دارد تصویری منفی از او ایجاد میکند.
نمایش فیلم در ایران:
درباره الی بیش از آغاز بیست و هفتمین جشنوارهی فجر، به دلیل بازی گلشیفته فراهانی در آن توسط مقامات وزارت ارشاد از جشنواره کنار گذاشته میشود. [گلشیفته فراهانی پس از بازی در فیلم مجموعهی دروغها و حضور در مراسم فرش قرمز نمایش فیلم بدون حجاب اسلامی، بطور غیر رسمی، ممنوع التصویر اعلام شد] سرانجام پس از رایزنی های انجام شده توسط نهادهای غیردولتی سینما و برخی داوران جشنواره و در پی درخواست مشاور هنری، رئیس جمهور محمود احمدی نژاد به وزیر ارشاد دستور حضور فیلم در جشنوارهی فیلم فجر صادر شد و با تصمیم هیئت انتخاب به عنوان یکی از فیلم های بخش مسابقه برگزیده شد.
این فیلم برای نخستین بار در 19 بهمن 1387 در تهران نمایش داده شد و با استقبال فراوانی روبرو شد. این فیلم در حالی که پروانه ی نمایش داشت و در برنامهی اکران نوروز قرار داشت و حتی با گروه سینمایی افریقا قرارداد بسته بود به دلایل، نامعلومی(شنیده میشود شخص معاون سینمایی دستور توقیف فیلم را داده است) از اکران آن که قرار بود 28 اسفند 1387 صورت گیرد جلوگیری شد. در نهایت این فیلم پس از گذراندن مشکلات فراوان در تاریخ 17 خرداد 1388 بطور گسترده در تهران و شهرستانها اکران شد.
جوایز:
Ö برندهی تندیس بهترین فیلم (بطور مشترک با محمود رضوی) در جشن خانهی سینما (1389)
Ö برندهی تندیس بهترین کارگردانی در جشن خانهی سینما (1389)
Ö برندهی جایزهی بهترین فیلم نامه نوسی در جشنوارهی آسیا پاسفیک استرالیا (2009)
Ö برندهی جایزه ویژهی هیئت داوران در سومین دورهی جوایز اسکرین آسیا پاسفیک استرالیا (2009)
Ö برندهی خرس نقره ای بهترین کارگردانی در پنجاه و نهمین دوره جشنواره برلین (1387 ، 2009)
Ö سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی در بیست و هفتمین جشنوارهی فیلم فجر (1387)
Ö سیمرغ بلورین بهترین صدای فیلم به حسن زاهدی در بیست و هفتمین جشنواره ی فیلم فجر (1387)
Ö بهترین فیلم داستانی بخش بین المللی جشنواره های فیلم تراپیکا 2009 [اصغر فرهادی]
Ö برندهی خرس نقره ای در جشنوارهی برلین در سال 2009.
Ö تندیس بهترین بازیگر نقش اول مرد: شهاب حسینی- برای فیلم درباره الی و پرسه در مه.
Ö تندیس بهترین تدوین از جشن خانهی سینما به هایده صفی یاری.
Ö تندیس بهترین بازیگر نقش مکمل مرد: صابر ابر.
Ö تندیس بهترین بازیگر نقش مکمل زن: مریلا زارعی.
وی از جشنواره های مسکو و ورشو نیز جوایزی را دریافت کرده است.
همچنین این فیلم از سوی هیئت معرفی فیلم برگزیدهی ایرانی به آکادمیعلوم و هنرهای سینمایی برای شرکت در مراسم ساکار 2009 انتخاب شد.
[از بین تعداد زیادی فیلم غیر انگلیسی زبان که به آکادمیمعرفی میشوند تنها 5 فیلم به بخش پایانی در قسمت فیلم های غیر انگلیسی زبان راه مییابند.]
نگاه برخی منتقدان:
Ö دیتر کسلیک مدیر جشنوارهی برلین این فیلم را نشانه ای از آغاز موجی نو در سینمای ایران دانست.
Ö خبرگذاری فرانسه از این فیلم به عنوان «دراهی ایرانی که قلبها را شکست» یاد کرده است.
Ö دیوید بوردول از بزرگترین منتقدان و نظریه پردازان سینمای جهان آن را یک شاهکار و بهترین فیلم سال جهان تا به حال خوانده است.
Ö مسعود فراستی از منتقدان سینما این فیلم را فیلم خوبی نمیداند و بخش های مختلف فیلم را مورد هجمه قرار میدهد و به غیر از چند مورد فنی عملکرد بازیگران، کارگردان و داستان فیلم را ناقص، دکوراتیو، بی برنامه ، و سطحی میداند و معتقد است که دربارهی الی حرف بزرگتر از دهانش میزند.
Ö قانم بهمن پور فیلم نامه نویس و منتقد، این فیلم را مجموعه ای از قوی ترین بازیگران میداند و کارگردانی فیلم را درجه یک و عالی توصیف میکند. ژانر فیلم را حادثه ای-اجتماعی میداند و از سکانسها و دیالوگها ابراز رضایت میکند.
همچنین وی معتقد است این فیلم هیچ کم و کاستی که به چشم بیاید از لحاظ تکنیکی و هنری ندارد. و این فیلم را بسیار خوش ساخت، زیبا و دوست داشتنی میپردازد.
* نقدهایی که گذشت تنها چند مورد نمونه ای از دیدگاه های دست اندرکاران سینما بود و هدف این بود که رویکردهای متفاوت را نسبت به فیلم در جریان بگذاریم.
فیلم دربارهی الی اثر بسیار شاینده ای بود که در ذیل به نکات مهم و در خور توجهی که فیلم با خود به همراه داشت را مورد بررسی قرار میدهیم.
Ö این فیلم دارای مضمونی اجتماعی بوه که همواره در طول فیلم به واقعیات و روابط اجتماعی بین انسانها میپردازیم.
Ö در این فیلم نیز همچون فیلم چهارشنبه سوری (اصغر فرهادی) مخاطب در انتهای فیلم با تردید فیلم را به پایان میبرد و سرنوشت الی برای مخاطبان همچنان به صورت سوالی مبهم باقی میماند.
Ö اصغر فرهادی در این فیلم نیز همچنان که ذهن مخاطب را درگیر و در نگرانی داستانی و حادثه ای که در طول فیلم اتفاق افتاده مینماید اما در کنار آن نکات جانبی را از روابط اجتماعی و مسائل روزمره زندگی به صحنهی فیلم وارد میکند که قابل توجه و نشان دهنده شناخت و توجه وی به جامعه است.
Ö قرارگیری نسل امروز در جدال با سنت و مدرنیزم و گذاراز سنت به مدرنیزم در داستان فیلم مشهود و غیرقابل کتمان است.
Ö کتمان کردن، نگفتن، دروغ گفتن، بی تعهدی و دیگر عناصر اخلاقی از شاخصه های اخلاقی و واقعیت هایی است که در رفتار افراد جامعه بسیار دیده میشود و در این فیلم نیز به طور ملموس وجود دارد.
Ö به تصویر کشیدن صورتهای مختلفی از ارتباط فردی (درونی) و ارتباط میان فردی که همراه با فشار روانی و ویژگی های شخصیتی و اجتماعی افراد است، در این فیلم نیز بارز است و از لحاظ روان شناختی و جامعه شناختی قابل بررسی است که نقش آفرینی خوب بازیگران نیز در ظهور این شاخصهها بسیار شاینده بوده است.
Ö وجود رابطهی علت و معلولی نیز در این فیلم در داستان مشهود است و ابتدای داستان تا حادثهی انتهای آن با هم در این رابطه قرار دارند.
جدایی نادر از سیمین: (1389)
جدایی نادر از سیمین عنوان آخرین کار ارزندهی اصغر فرهادی است که تهیه کنندگی، نویسندگی و کارگردانی آن را خود برعهده دارد.
عوامل اصلی فیلم عبارتند از: مدیر فیلم برداری: محمود کلاری، صدابردار: محمود سماک باشی، طراح چهره پردازی: مهرداد میرکیانی، طراح صحنه و لباس: کیوان مقدم، تدوین: هایده صفی یاری [تندیس بهترین تندیس را برای دربارهی الی از جشن خانه سینما از آن خود کرده بود] و بازیگران: لیلا حاتمی، پیمان معادی، شهاب حسینی، ساره بیات، سارینا فرهادی، بابک کریمی، علی اصغر شهبازی، شیرین یزدان بخش، کیمیا حسینی، سهی بانوذر القدر و مریلا زارعی هستند.
مدت زمان این فیلم 122 دقیقه است.
اصغر فرهادی در حالی ساخت این فیلم را آغاز کرد که به فاصلهی نسبتاً کمیاز فیلم گذشتهی وی یعنی درباره الی بود و همانطور که میدانید در شرکت دادن در جشنواره بین المللی فجر و اکران سینمایی آن فیلم دچار مشکلات و موانع زیادی بود و در این شرایط بحرانی و فشار ساخت این فیلم را انجام داد.
خلاصه داستان فیلم:
سیمین (لیلا حاتمی) قصد مهاجرت به خارج از کشور به دلیل اعتقاد به پرورش دخترش ترمه (سارینا فرهادی) در شرایط بهتر را دارد. اما شوهرش نادر (پیمان معادی) به خاطر نگهداری از پدر مبتلا به آلزایمرش (علی اصغر شهبازی) با ترک ایران مخالف است. سیمین تقاضای طلاق میکند ولی نادر در عین مخالف با طلاق، اجازه نمیدهد او ترمه را با خود به خارج ببرد. سیمین، نادر و ترمه را ترک میکند و به خانه پدرش میرود. در غیاب او، راضیه (ساره بیات) استخدام میشود تا مراقب پدر نادر باشد، اما وقتی میبیند پیرمرد اختیار ادرارش را ندارد، از نادر میخواهد به جای او شوهرش حجت (شهاب حسینی) برای این کار بیاید، به شرط این که از جریان کار او اطلاع نیابد. حجت با نادر قرار میگذارد، ولی حجت به دلیل مشکلات مربوط به بدهکاری هایش، نمیتواند سرکار بیاید و دوباره راضیه جایش حضور مییابد. همان روز پدر نادر از روی حواس پرتی به بیرون خانه میرود و راضیه او را وسط خیابان که سرگردان است پیدا میکند. فردای آن روز نادر موقع برگشت به خانه، پدرش را تنها و دست بسته به تخت و بی هوش میبیند و وقتی راضیه بر میگردد، نادر از روی عصبانیت به بیرون هلش میدهد و اخراجش میکند. شب سیمین به نادر اطلاع میدهد راضیه در بیمارستان بستری است و وقتی به ملاقاتش میروند، معلوم میشود جنینش در اثر ضربه سقط شده است. حجت که تازه خبردار شده همسرش در منزل نادر کار میکرده، از نادر به دادگاه بابت قتل بچه اش شکایت میکند. نادر از بارداری راضیه اظهار بی خبری میکند و مدعی میشود طوری او را هل نداده که باعث افتادن و سقط جنینش شود. معلم ترمه، خانم قهرایی (مریلا زارعی) به نفع نادر شهادت میدهد، اما حجت ضمن ایجاد مزاحمت برای قهرایی، تلویحا سیمین و ترمه را هم تهدید میکند. نادر خبردار میشود روزی که راضیه منزل را ترک کرده بود به قصد ویزیت پزشک بوده و تلفنی از قهرایی میخواهد نشانی پزشکی را که او به راضیه داده بود در اختیارش قرار دهد. ترمه از تلفنی که نادر به قهرایی میکند متوجه می شود که او برخلاف ادعایش، از بارداری راضیه آگاه بوده است. قهرایی نیز شهادتش به نفع نادر را از دادگاه پس میگیرد. سیمین ار ترس آسیب دیدن ترمه، به حجت پیشنهاد دریافت پانزده میلیون تومان بابت دیه میدهد که بتواند با آن بدهی هایش را هم بپردازد و در ازای آن از شکایتش صرف نظر کند. نادر برخلاف میلش، بخاطر ترمه پرداخت این پول را میپذیرد. راضیه به سیمین میگوید ممکن است سقط جنینش به دلیل سانحه ای خیابانی در همان روز خروج پدر نادر از منزل بوده باشد و برای همین، او که زنی مومن است گرفتن پول از آنها را حرام میداند. سیمین از این موضوع چیزی به نادر نمیگوید و جلسه حل اختلاف برگزار میشود. نادر در جلسه از راضیه میخواهد اگر واقعا معتقد است او باعث قتل بچه اش شده، در حضور ترمه دست روی قرآن بگذارد و قسم بخورد. راضیه از قسم امتناع میکند و جلسه متشنج میشود و بی نتیجه میماند. مدتی بعد که گویا پدر نادر هم فوت کرده، موضوع طلاق نادر و سیمین مجددا در دادگاه مطرح میشود، نادر اختیار این را که ترمه میخواهد با کدامیک از والدینش زندگی کند، به عهده خودش میگذارد، اما ترمه از اعلام تصمیمش در حضور آن دو معذب است. سیمین و نادر در راهروی دادگاه منتظر جواب ترمه باقی میمانند.
سرمایه گذاری فیلم:
سرمایه گذاری فیلم جدایی نادر از سیمین بانک پاساگارد و نگار اسکندرفر به عنوان مجری طرح و خود اصغر فرهادی هستند. لازم به ذکر است که نگار اسکندرفر روزنامه نگار و مدیر فرهنگی است. او مدیر موسسهی کارنامه بوده که این موسسه در دههی هفتاد ماهنامهی علمیفرهنگی کارنامه را منتشر میکرد که در نهایت این نشریه در سال 1384 توقیف شد اما موسسه همچنان به کار خود ادامه داد و هنوز هم تداوم دارد.
کارنامهی فیلم در جشنواره های مختلف:
فیلم نامهی این فیلم دوم دسامبر برابر با 11 آذر منتخب جایزهی آسیا پاسفیک شد. (آسیا پاسفیک جشنواره ای است که از سال 1952 کار خود را آغاز کرده و از پربیننده ترین مراسم سینمایی جهان است و هرساله در یکی از کشورهای عضو فدراسیون بین المللی اتحادیهی تهیه کنندگان فیلم برگزار میشود که چهل و هشتمین دوره آن در ایران برگزار شد). صندوق فیلم نامهی جدیدترین ساختهی اصغر فرهادی را به عنوان بهترین فیلم نامه از میان 87 فیلم نامهی متقاضی انتخاب کرد.
Ö بزرگترین افتخاری که برای ایران به همراه داشت در جشنوارهی برلین بوده است. اصغر فرهادی با این اثرش خرس طلائی بهترین فیلم را از جشنوارهی برلین از آن خود کرد و به همراه آن خرسی نقره ای به گروه بازیگران زن و مرد نیز اعطا شد که این در تاریخ سینمای ایران در جشنوارهی برلین بی سابقه بوده است.
Ö در جشنوارهی فجر امسال ضمن اینکه فیلم وی پربیننده ترین و طولانی ترین صفها را داشت سیمرغ بهترین فیلم نامه و کارگردانی به اصغر فرهادی داده شد و سیمرغ بهترین فیلم برداری نیز به محمود کلاری از این فیلم و بهترین صدابرداری نیز به محمود سماک باشی در این فیلم و به همراه دیپلم افتخار بازیگر نقش مکمل مرد برای شهاب حسینی اعطا شد. همچنین این فیلم جایزهی ویژهی تماشاگران را نیز به خود اختصاص داد.
نقدهایی بر فیلم جدایی نادر از سیمین:
Ö ماهنامهی سینمایی فیلم، در ویژه نامه نوروز خود در بخش پروندهی یک فیلم به طور مفصل به فیلم جدایی نادر از سیمین پرداخته است. جواد طوسی در این ماهنامه چنین مینویسد: فرهادی، فیلم نامه اش را با یک نگاه جامعه شناسانهی غیر مستقیم نوشته است و او هوشمندانه مواجههی ناگزیر طبقاتی میان نادر (پیمان معادی) و حجت و بحران عاطفی و ارتباطی حاکم در طبقهی متوسط جامعهی شهری را در امتداد «بحران اقتصادی» طبقهی محروم و فرودست مطرح میکند. و حضور فرهادی در کانون این بحران طبقاتی متکی به بیانی مستندگونه است. اما کنتراست موجود در این نگاه و شیوهی بیانی به گونه ای است که ما (در مقام بیننده) مرز میان بی رحمیو شفقت، ملودرام و شعارگرایی را گم میکنیم.
نمیخواهم این احساس چندوجهی را نقطهی ضعف فیلم بدانم، بلکه منظورم این است که چنین ترکیب ناهمگونی رفتاری ریشه در رئالیسم اجتماعی این دوران دارد وی در ادامهی نوشته هایش به خودخواهی و خصایص رفتار حسابگرانهی طبقه اطلاعاتی (طبقه نادر) اشاره میکند که نمیخواهد در رشدش اختلال ایجاد شود. (برای این صحنه ای را که سیمین دخترش را مجبور میکند برود پولی را که بی جهت به متصدی جایگاه داده بگیرد و رفتار خونسردانهی وی نسبت به اعتراض رانندهی اتومبیل پشت سرش را بیان میکند) همچنین در قسمت دیگر اشاره به نگاه پدر نادر به عنوان یک ناظر و وجدان بیدار نشان میدهد (مثل صحنه ای که نادر در حال بازسازی صحنه از دید خودش برای ترمه است و به محض ورود به آپارتمان چشمش در چشم پدرش میافتد و دوربین با ثبت موجز تلافی نگاه آن دو، نمایش دروغین نادر را برملا میکند.) گویی اصغر فرهادی یک قاضی محرم در کنار متهم خود گذاشته است. در این نقد علاوه بر این اشاره شده است که فرهادی تنها به وجود عقلانی و در عین حال دافعه آمیز نادر بسنده نمیکند و این فرصت را به او میدهد تا در آن فصلی که دارد پدرش را در حمام میشوید، وجه عاطفی خود را نیز صادقانه بروز دهد. چقدر آن سرگذاشتن نادر بر پشت بدن لخت پدر و در سکوت گریستن، به دل مینشیند و تنهایی انسان را (جدا از هر خلق و خوی ابعاد منفی شخصیتی) به شکلی تلخ و اندوهبار به نمایش میگذارد. در جای دیگر نیز به شخصیت حجت اشاره میکند واینگونه مینویسد که فرهادی این فرصت را میدهد که حجت در کنار استیصال فردی و اقتصادی اش به موقع خودش را تخلیه کند و شعارش را بدهد و از زمین و زمان شاکی شود و در کانون این وضعیت چند وجهی از زنش میخواهد که قسم دروغ بخورد و گناهش را خودش (حجت) به گردن گیرد. ببیننده واکنش منفی نشان نمیدهد زیرا ناخودآگاه این کلام پیامبر اکرم (ص) به یادش میآید که کسی که معاش ندارد معاد ندارد.» به اینگونه فرهادی به شکلی رفتار میکند که ما با این موقعیت های چندگانه کنار آییم. همچنین در ابتدای این نقد به صحنه ای که حجت (شهاب حسینی) در آشپزخانه از فرط درماندگی چندین بار توی سرش میزند اشاره میکند و اینکه چگونه این صحنه مورد تشویق در سینما واقع می شود و آن را از لحاظ شخصیتی با فیلم های فردین و تشویق هایی که برای او انجام میشد که هر دو به نوعی از طبقهی عوام و تودهی جامعه برخاسته حال یکی قهرمان خوشتیپ و بزن بهادر و این (حجت) را سیاهی لشکر مستاصل میداند و به بحث روان شناسی فردی و اجتماعی در این مورد اشاره دارد. در جای دیگر این نقد نیز به دختر راضیه و حجت یعنی سمیه اشاره میکند و وی را در صحنهی مختلف فیلم و از جمله دادگاه و چشمانش که خیره به پای مجرمیکه زنجیر به پایش بسته شده است افتاده مورد بررسی قرار داده و آن را شکلی غم انگیز و ناعادلانه معرفی میکند. در این نقد به عملکرد خوب دوربین محمود کلاری در به تصویر کشیدن و ثبت لحظهها و احساسات و روابط غیرکلامیاشاره دارد. اصغر فرهادی نیز در این نقد به عنوان فردی که منصفانه و مستندگونه این داستان را روایت میکنند و او را از لحاظ موضع گیری به حوزهی عدالت نزدیکتر میداند و این نشان دهندهی رئالیسم اجتماعی است که بر فیلم حاکم است.
در مقاله های دیگر از این نشریه به نقد مهرزاد دانش قصهی فیلم در دو مقطع متناوب شکل میگیرد قبل از سقط شدن جنین که بیشتر با رویدادها مواجهیم و بعد از سقط شدن جنین که با موقعیتها مواجهه است و به این سبب باهنگ مقطع اول را سریع تر میداند چون سلسله اتفاق متوالی فیلم را جلو میبرد و در مقطع دوم مکث روی موقعیتها و تمرکز روی آدمها در دادگاه، خانه و مدرسه فیلم را هدایت میکند و به این ترتیب نوعی همبستگی بین روایت و شخصیت را برای فیلم قائل است که به سختی قابل تفکیک است. در این نقد به وجود رابطهی علت و معلول در طول داستان اشاره شده چنانکه تصمیم سیمین برای ترک خانه منجر به آوردن خدمتکار واز سویی دلتنگی و اضطراب ناخودآگاه پیرمرد از رفتن سیمین، به بی اختیاریش در دفع ادرار میانجامد و این وضعیتی برای راضیه پدید میآورد و در نهایت ورود عضو جدید یعنی حجت به ماجرا میشود و بقیهی اتفاقات پس از این نیز معلولی از همین اتفاقها است.
همچنین در بخش دیگر این نقد نوشته شده است: شخصیت پردازی آدم های اصلی بسیار دقیق است و کدهای لازم برای شناخت کافی تاثیر و حضورشان در قصه را در اختیار مخاطب میگذارد. از نادر شروع میکنیم که در همان صحنهی نخست با تاکید بر لزوم نگهداری از پدرش موضع اصلی خود را در برابر همسرش که خواهان رفتن به خارج است نشان میدهد.
نادر میل به بقا دارد، با تاکید بر حفظ یادمان های میراثی (از پدرش گرفته تا علاقه اش به آوازهای شجریان) و سیمین گرایش به ترک اوضاع دارد با نوعی رویکرد مدرن تر (او به جای موسیقی سنتی مورد علاقهی شوهرش در حال آموختن ساز پیانو و رشتهی تدریسش هم زبان انگلیسی است) و اگر هم یکی از سی دی های شجریان را میبرد نوعی نگاهی عاطفی است تا دیدگاهی (بعد از زمانی که سیمین دارد برای پدرشوهرش در اتومبیل درد دل میکند، موسیقی این سی دی را میشنویم) او حتی مقابل کارگران باربر که خواهان دستمزد اضافی هستند کوتاه میآید. برخلاف صحنه ای که نادر از دخترش میخواهد برود و بقیهی پول را بگیرد و این مصداقی از دو منش متفاوت دانسته شده است. از نمونه های دیگر این تفاوت منش به ترس و کوتاه آمدن سیمین در برابر تهدیدهای حجت و عدم تسلیم نادر در برابر محیط پیرامون و کوتاه نیامدن وی در صحنه های مختلف فیلم اشاره میشود.
در جای دیگر این نقد به تحسین دیالوگ فوق العادهی «گریه کنی گریه میکنم ها» میپردازد و آن را به تسلیم نادر در برابر کانون عاطفی کودکش میداند. برخلاف اینکه نادر در برابر رفتن همسرش عاطفی برخورد نکرد و حاضر به ناز کشیدن همسرش نیست. در ادامهی نقد نیز به تفاوت های طبقاتی و دیالوگ های ناشی از این تضاد اشاره میشود از جمله دیالوگی که در دادگاه از زبان حجت میشنویم: «شما دربارهی ما چی فکر میکنین؟ ..... من مثل اینا نمیتونم خوب حرف بزنم .... بچه های شما آدمن بچه های ما توله سگن؟..... برات ناموس مهم نیست برا مردم مهمه .......اینا الان همشون باهمند ..... من زندگیمو باختم و .....»
در انتهای این نقد نیز به فضای ناکامیاشاره میشود که ناشی از دروغ های مکرر آگاهانه یا ناخودآگاهانه است.
Ö در توصیف دیگری از این ماهنامه توسط رضا کاظمینیز به واقع گرایی و مستندگونه بودن کار اصغر فرهادی اشاره شده است. و چنین مینویسد: آندره بازن در تحلیل واقع گرایی نوین سینمای ایتالیا (نئورئالیسم) آن را یک نگرش هستی شناسانه و نه یک رویکرد زیبایی شناسانه دانسته است. او تلاش برای واقع نمایی را نه یک فرم و تمهید فیگوراتیو بصری، که حاصل جهان بینی حاکم بر آن آثار میداند که در آنها تاکید و درنگ بر نمود بیرونی رفتار و گفتار آدم های قصه به آفرینش درون گرایانه منجر میشود. مرور آثار فرهادی نشان میدهد که او از دربارهی الی به شکلی آشکار، میزانس و چیدمان عناصر صحنه را برای خلق کیفیت روزمرگی آدم های فیلمش به کار بسته و جدایی نادر از سیمین شکل تکامل یافتهی آن است در این نقد نیز به حرکت دوربین، مکث روی شخصیتها اشاره شده است.
نکات و ویژگی های دیگری از فیلم:
Ö این فیلم نیز همان چهارشنبه سوری و درباره الی با نوعی بلاتکلیفی برای بیننده در انتهای فیلم همراه است و اینکه سرنوشت ترمه چه میشود و آیا نادر و سیمین واقعا از هم جدا میشوند یا خیر مورد سوال ذهن مخاطبی است که صندلی های سینما را ترک میگوید. شاید این خصوصیت فرهادی است که نمیخواهد خود قضاوتی نسبت به پایان داستان داشته باشد و آن را به نوعی به مخاطب واگذار میکند.
Ö نگاه واقع بینانه(رئالیستی)، دقیق و جامعه شناسانهی وی بسیار کامل تر از آثار قبلی وی در این فیلم مشهود و شاینده تقدیر و تحسین است.
Ö روان شناسی فردی و اجتماعی در رفتارها و روابط شخصیت های این فیلم همواره در طول فیلم قابل مشاهده و بررسی است و نمود واقعیتی از این مسائل در جامعهی ایران است که فرهادی به خوبی به آن توجه و اشراف دارد.
Ö بطور حتم در کنار واقع بینی فرهادی نسبت به جامعه و پیاده کردن صحیح واقعیت های اجتماعی در فیلم نکات فنی نیز در ایجاد چنین تولیدی بسیار دارای اهمیت است و این نشان از تدبیر فرهادی در انتخاب و مدیریت تیم سینمایی خود است که دارای شایستگی های حرفه ای هستند.
Ö توجه اصغر فرهادی در این فیلم به طبقات مختلف جامعه و مصائب و مشکلات زن و مرد و کودک در این خانوادهها نیز در این فیلم قابل توجه است.
Ö فشار روانی حاکم بر افراد مختلف در طبقات گوناگون جامعه و با موقعیت های مختلف و تاثیر آن در روابط اجتماعی و وقوع حوادث نیز از نکات ملموس فیلم است.
Ö فرهادی در این فیلم کروه های سنی مختلف را در موقعیت های گوناگون اجتماعی قرار میدهد و در این میان توجه به کودک و نوجوان در فیلم به عنوان کانون عاطفی خانواده از یک سو و تاثیراتی که میتواند مسائل زندگی بر آنان داشته باشد را نشان میدهد چنانکه کودک و نوجوان همواره مشاهده گر همهی پلیدی ها، ناکامیها برایش و درگیریها و فشار عاطفی و روانی ناشی از آن است که در آینده میتواند تبعاتی داشته باشد.
Ö نکتهی قابل توجه دیگری که در این فیلم مشاهده میشود بحث کارکردی دینی در جامعه ما است. چنانکه بطور مثال یک زن معتقد در این فیلم مسئله ای را پنهان میکند و دروغ میگوید و در نهایت جایی که قرار است دست روی قران بگذارد و قرار است مالی به این سبب وارد زندگیش شود از دروغ گفتن خودداری میکند و قسم نمیخورد واین در جامعه شاهد دروغ گویی افراد (حتی متعصب مذهبی) هستیم در حالی که همین افراد در هنگام دروغ گفتن حقوق دیگران را در نظر نمیگیرند و تنها پایمال شدن حق را به وقتی میدانند که مال کسی را وارد زندگی خود کرده باشند و یا هنگام قسم خوردن از دروغ میپرهیزند و این سوال مطرح است که آیا فقط هنگام قسم خوردن مسلمان هستی یا آیا زمانی که دروغ میگفتی به قران اعتقاد نداشتی؟ به نظرمن این نیز از مواردی است که فرهادی به طور خودآگاه و یا ناخودآگاه به آن وارد شده و واقعیتی دیگر از معضلات جامعه است.
Ö چهره پردازیها و انتخاب شخصیتها نیز به طور شاینده ای صورت گرفته است و مطابق با طبقه ای است که شخصیت مورد نظر در فیلم در آن نقش ایفا میکنند.
Ö فرهادی در این فیلم نیز نگاهی بی طرفانه و محافظ کارانه دارد و بیشتر بیننده را درگیر قضاوت و داوری فیلم میکند و این هنر فرهادی در درگیر کردن ذهن مخاطب با مسائل اجتماعی است که به تصویر میکشد.
Ö بطور حتم فیلم نامه نویسی اصغر فرهادی در به تصویر کشیدن مستند واقعیت های اجتماعی با توجه به دیالوگ های رد و بدل شده بسیار خوب صورت گرفته و قدرت فیلم نامه نویسی وی سبب اعتلای فیلم را فراهم کرده است.
Ö دیالوگ های فیلم نیز در بسیاری موقعیتها بیان گر احساسات و دیدگاه های طبقاتی جامعه نسبت به یکدیگر است که در چند سکانس مورد توجه است.
Öاسامیهم که در این فیلم افراد خانواده از دو طبقهی متفاوت جامعه صورت میگیرد نیز واقعیتی است که در جامعه مشهود است به طوری که در طبقات پایین جامعه اسامیبیشتر مذهبی است مانند این فیلم که حجت، راضیه و سمیه و در طبقات بالاتر که از اسامیغیر مذهبی بیشتر استفاده میشود که در این فیلم نادر، سیمین و ترمه میباشند. حتی در بخشی از این فیلم نیز در دیالوگی که نادر بیان میکند تاکید بر زبان فارسی و استفاده از کلمات فارسی به جای عربی دیده میشود.
Ö در این فیلم هم معضلاتی از قبیل دروغ گویی، بی تعهدی، توهین، عدم درک متقابل افراد در جامعه، منافع طلبی نیز مشهود است.
Ö تاکید بر ارزشها و میراثی که از گذشته و سنت باقی است نیز در فیلم نمایان است.
جمع بندی
Ö اصغر فرهادی نویسنده و کارگردانی است که مطالعه و بررسی کارهای سینمایی وی نشان میدهد که او هم سینما را خوب میشناسد و به نکات فنی و هنری آن واقف است و هم اینکه شناخت و تحلیل خوبی از اجتماع پیرامون و روابط و رفتار افراد در ارتباطات اجتماعی دارد و این سبب میشود که کارهایی رئالیستی و ارزشمند را ارائه دهد.
Ö فرهادی در هیچیک از فیلم های خود به قضاوت و داوری و یا طرفداری از یک قشر، طبقه، جنس و یا سن در جامعه نپرداخته و سعی بر آن داشته تا همهی اجزا و عناصر جامعه را با همهی ویژگیها و شرایط روانی به طور واقع گرا به تصویر بکشد. او همواره هر شخصیت را با توجه به موقعیتی که دارد و به تصویر میکشد تا هرگز قضاوت مشخصی را نسبت به وی نداشته باشد.
Ö فرهادی درک بسیار خوبی از زاویهی دید مخاطب دارد و واقع نمایی از مسائل را با توجه به مخاطب به اثر با بهره گیری از فیلم نامه نویسی دقیق و تصویربرداری و رعایت نکات فنی تطبیق میدهد.
Ö فرهادی در همهی فیلم های خود (چهارشنبه سوری، درباره الی، جدایی نادر از سیمین) داستان اصلی فیلم را به شکلی مبهم و باتردید به پایان میبرد و به گونه ای ذهن مخاطب را در شکلگیری نتیجهی داستان به اشتراک میگیرد و میتوان گفت پایان فیلم را در ذهن مخاطب به تصویر میکشد و نه در مقابل چشمان او.
Ö اصغر فرهادی با این آثار موتور محرک موجی نو است با دیدگاه نئورئالیستی که افرادی چون جعفر پناهی نیز به نوعی آغازگر آن بودند که به دلایل و عواملی که بر جامعه ما حاکم است تکامل چندانی نیافته و این بار اصغر فرهادی این روند را به سمت تکامل هدایت میکند.
Öوجود عناصر و ارزش های سنتی در هر سه فیلم او نقش به سزایی را در روند رفتاری شخصیت و جهت دهی به داستان دارد و همواره گذار از سنت به مدرنیته و درگیری با ارزشها سنتی و عدم رهایی از آن همچنان که در جامعه هست به چشم میخورد.
در پایان امید آن است که سینمای افرادی چون اصغر فرهادی از یکسو بتواند تغییر نگرش و نیاز را در مخاطبان عوام سینما ایجاد و به سمت فیلم هایی با محتوای تاریخی و اجتماعی رهنمود سازد و از سوی دیگر سبب رونق فروش گیشه ای فیلمها را فراهم آورد تا این سینما تبدیل به سینمایی رسمی شود که بتوان بر آن سرمایه گذاری کرد و خود بتواند روی پا بایستد و خرج خود را بدهد. بدین سبب رونق یافتن سینمای ایران از لحاظ کیفیت و از لحاظ سودآوری در داخل میتواند مقدمات و بستر لازم را برای حضور قوی تر در عرصه های بین المللی فراهم آورد.
نتیجه گیری
اگر بخواهیم ما هم نگاهی واقع بینانه داشته باشیم، هرآنچه از پیشرفت سینمای ایران و نقش آن در عرصهی بین المللی میدانیم، اندک موفقیتی بیش نیست، زیرا سینمای ایران با همهی استعدادهایی که در بر دارد و همهی آن چه که نتوانسته در آغوش خود نگه دارد میتوانست جایگاهی بس والاتر را در عرصهی جهانی داشته باشد. دستیابی به چنین جایگاهی نیازمند تحولاتی در نگرش مخاطبان عام، بهبود سطحی کیفی محتوای فیلم ها، تبلیغات و اطلاع رسانی فیلم ها، ضمانت اجرای قوانین، پیشرفت های تکنولوژیکی و .... است که سبب فروش گیشه ای بالاتر و در پی آن افزایش سرمایه گذاری خصوصی در این بخش میشود.
این موجب رونق سینمای کشور و تبدیل آن به یک سینمای رسمیو حرفه ای خواهد شد.
اما واقعیت این است که بستر چنین تحولاتی فراهم نمیشود مگر با نوزایی و احیای مجدد در ساختاری با ویژگی های قرون وسطایی که سایهی آن همواره بر عرصهی سینما و سایر عرصه های هنری، فرهنگی، ورزشی، آموزشی و .... سنگینی میکند.
احمدرضا کشاورز
منابع:
1- محمدی ، مجید: سینمای امروز ایران، انتشارات جامعه ایرانیان، تهران، 1380
2- عیسی، رز- ویتاکر، شیلا: زندگی و هنر سینمای نوین ایران، ترجمهی پروانه فریدی، انتشارات کتاب سرا، تهران، 1379.
3- صفا تاج، مجید: سینمای سلطه، انتشارات سفیر اردهال، تهران، 1387.
4- گرگور، اولریش، تالاس، انوپا: تاریخ سینمای هنری، ترجمهی دکتر هوشنگ طاهری، موسسهی فرهنگی ماهور، تهران، 1368.
5- کینگز برگ آیرا: فرهنگ کامل فیلم، ترجمهی رحیم قاسمیان، سازمان تبلیغات اسلامی(حوزهی هنری)، تهران 1379
6- ماهنامهی فرهنگی هنری سینما رسانه، شماره 432، 15 بهمن 1389.
7- ماهنامهی سینمایی فیلم، سال بیست و نهم، فروردین 1390 (ویژه نامه نوروز)
Fa.wikipedia.org
Ahmadk.blogfa.com
ما ز قرآن مغز را برداشتیم